لاحول ولاقوه الا بالله

لاحول ولاقوه الا بالله

چرخید شمر تعزيه، شاعر دلش شکست
یک قطره اشک آمدو پای غزل نشست
مردم گریستند و <<لب تشنه>> روی خاک...
دور امام نعره زد و خنجری به دست
این بار کاش حرف روایت عوض شود
این بار کاش... کاش ببینیم آب هست
باران برای تشنگی عشق گل کند
یا کاش بشنویم کسی آب را نبست
چرخید شمر، مردم محزون گریستند
انگار بند از دل یک طفل میگسست
دیدند دختری که به غم گریه میکند
دارد برای اهل حرم گریه میکند
در دست قمقمه ودر آغوش عروسکی
از پله ها قدم به قدم... گریه میکند
مولای من نبود پدر این چنین! ببخش
آقا ببخش تاج سرم... گریه میکند
آورده ام برای شما آب را، بنوش
یکباره مشک ودست و علم گریه میکند
پس روبروی شمر چنین داد میزند:
<<بابای بد!>>...نگاه قلم گریه میکند
این بار جمعیت همه بر سینه میزنند
این بار شمر تعزیه هم گریه میکند...
نوكر نوشت :
دارد بر راهت بهترین سر گذشت
هرکس در روضه عاقبت درگذشت
این گریه ها که چیزی نیست یا حسین
در راه عشقت باید از سر گذشت....
آه حسين...
دیدگاه ها (۱۰)

.همه جای تاریخ پای علی در میان است...شعر فوق‌العاده آقای بر...

قدرت به دست کیست به دستان حیدر استاو شاه عشق و شاه شفیعان مح...

خدمت زوار الحسین(ع) شرفا لنا... خدمت به زائرین امام حسین(ع) ...

امام صادق‏«ع‏» فرموده است:«من خرج من منزله یرید زیارة قبرالح...

چرا..؟

امن ترین خطر𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟕𝐉𝐞𝐨𝐧 𝐫𝐨𝐬𝐡𝐚 «حقیقتی که بینشان ایستاد»سکو...

رمان راز ناشناخته part:1۲بخش اولفلش بک فردا شبویو هیوناامروز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط