عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم
اکنون که پیدا کرده ام بنشین تماشایت کنم

الماس اشک شوق را تاجی به گیسویت نهم
گل های باغ شعر را زیب سرا پایت کنم

بنشین که من با هر نظر با چشم دل با چشم سر
هر لحظه خود را مست تر از روی زیبایت کنم

بنشینم و بنشانمت آنسان که خواهم خوانمت
وین جان بر لب مانده را مهمان لبهایت کنم

بوسم تو را با هر نفس ای بخت دور از دسترس
ور بانگ برداری که بس غمگین تماشایت کنم

تا کهکشان تا بی نشان بازو به بازویت دهم
با همزمانی همدلی جان را هم آوایت کنم

ای عطر و نور توامان یک دم اکر یابم امان
در شعری از رنگین کمان بانوی رویایت کنم

بانوی رویاهای من ، خورشید دنیاهای من
امید فرداهای من ، تا کی تمنایت کنم ؟!
دیدگاه ها (۴)

ای دختری زیبا و جوان عاشقت شدمنیم آشکار و نیمه نهان عاشقت شد...

بیاای جان من تنها به سازمن بزن رقصیبشو همکاسه و همرا به سازم...

دیلبرین لعل لـبیندن بـوسه آلـدیـم بیلمه دیـمبوسه مست ائتدی م...

" منده قوی مجنون کیمی هیجران غمینده جان وئریمکوهنه لیب یاددا...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کرده ام...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کرده ام...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کرده ام...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کرده ام...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کرده ام...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کرده ام...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کرده ام...

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کرده ام...

تقدیم به روناک عزیزم😘💖 @ronakeftekhariعمری به هر کوی و گذر گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط