ای عشق پشیمانم و تدبیری نیست

ای عشق پشیمانم و تدبیری نیست
سوخته ی در تو پریشانم و تدبیری نیست
چه کنم درد بجان دارم و تدبیری نیست
عمر بر بادِ دوان دارم و تدبیری نیست
نام تو ورد زبان دارم و تدبیری نیست
عاشقم،
داغ به جان دارم و تدبیری نیست
دیدگاه ها (۲)

چه دانستم که در عشقت به گردابی شوم مدفون شوی لیلا ی بغض من ش...

ببار باران که از یاران بجز درد و بلا چیزی نمی بارد ببار بارا...

جز رویاهای من بودکه با بانگ خروس شوم از خواب پریشان بیدار

زندگی غصه ی این درد نهان است که تنها هستیمزندگی قصه ی تنهائی...

از عشق تو بیزارم

موسیقی

🔰 مهدی جان!هفت آسمان را گشته‌ام، در آرزوی دیدنتدنبال ردّپای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط