ای دو چشم مست تو در این حوالی بی نظیر

ای دو چشم مست تو در این حوالی بی نظیر
خسته ام ، تنهاترینم ، دست هایم را بگیر

قطره قطره آب شد، دل درغمت بی تاب شد
زیر خورشید فروزان نگاهت ناگزیر

آه اگر صد سال بنشینم تماشایت کنم
من نخواهم شد زچشمان تو هرگز سیر سیر

با امید با تو ماندن ، ازتو گفتن زنده ام
بی تو من می میرم ای بالا بلند سر به زیر

بس که دنبال تو راه افتاده ام دیوانه وار
رد پایم مانده بر شن های گرم این کویر

ای دلیل ماندن من در کویرستان درد
سایه عشق خودت را از سر من برمگیر
دیدگاه ها (۵)

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

...ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، د...

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

ای دوچشم مست تو در این حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دس...

ای دوچشم مست تو در این حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دس...

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

ای دو چشم مست تو در این حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط