شبانه؛

شبانه؛
چشم های خمارت
روی لب هایم
به خواب می روند
و #صبح،
شعرهایم
در نگاه تو
آبستن بوسه می شوند ...
دیدگاه ها (۱)

ز دل فریاد کردم کای خداوندمن او را دوست دارم دوست دارممگر چ...

...‎تو مَرا یَواشَڪی دوست بِدار...‎مَن تو را ...‎در پست هایَ...

‏انقدر همه بی‌‌حوصله شدن که اگه یکی حوصله‌تونو داشت دو دستی ...

من جان دهم،آهستهتو هم می میری

لب هایم بوی دروغ میداد.اما تو کنار گوشم زمزمه کردی:باران را ...

تو گاهی #شعر می شویدر سیاه مشق هایِ شبانه ام،گاهی #آرامش می...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷تو گاهی #شعر می شویدر سیاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط