گفتم که شود عید و

گفتم که شود عید و
ببوسم دو لبت را
ترسم سرِ پیری
مرضِ قند بگیرم!!!!
دیدگاه ها (۱)

شب سردی ست و هوا منتظر باران استوقت خواب است و دلم پیش#تو سر...

بیا از هر آنچه ناممکن است بگوییم؛از روزهای خوبی که می‌آیند،ا...

چه بوی سیبی می آیدتو آمده ای یا عید ؟خواب می بینم یا خواب ما...

عشق #تو کودکی‌ست با موی طلاییکه هر آن‌چه شکستنی را می‌شکند،ب...

حوصلم تو عید سر رفته بود گفتم برم دازایو چویا رو درس کنم

سکوت

خب عشقیا میشه گفت تمام اون پست هایی که بهتون گفتم دارم حذف م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط