سروده ام غزلی از تو عاشقانه گُلم

سروده ام غزلی از تو عاشقانه گُلم
ببین برای تو گفتم چه شاعرانه گُلم

درون خلوت تنهایی خودم این بار
نوشته ام... تو بخوان باز محرمانه گُلم

برای مهر و محبت بهانه لازم نیست
دلم شد عاشق روی تو بی بهانه گُلم

تو خون میان رگ و ریشه ی غزل هستی
تمام حرف دلم هست صادقانه گُلم

تو شاه بیت غزل های من شدی و قلم
به پای نام تو افتاده عاجزانه گُلم
دیدگاه ها (۱)

سلام ماه قشنگم که گُل به سر داری!از اشتیاق دل تنگ من خبر دار...

هزاران بار خوردم چوب عشق و باز بیمارمنمیدانم که من دیوانه هس...

از غـــــم تقاضا ڪرده ام ازخــود گریز...

ای عزیز دیوانه‌ام نادیده مجنونت شدمجان‌خود راس وختم مستانه م...

برای شعــر گفتنـم ، تو بهترین بهــانه ایدلیــل مــاندگاری ، ...

پارت 5 دازای به طرف چویا میرفت و چویا هم عقب میرفت تا اینکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط