دستش را گرفتم

دستش را گرفتم
دستم را گرفت
برای قفلی که ساختیم
تنها مرگ می توانست
شاه کلید باشد . . !
دیدگاه ها (۱)

دلم گرم میشود❤ ️وقتےمیگویے‌:↯مواظب خودت باش↯امّاجانم تازه مے...

برای زیستن هنوز بهانه دارم!من هنوز می توانمبه قلبم که فرسوده...

آن روز که یکدیگر را یافتیم،یافتنمان هنر نبود؛هنر این است که ...

به خودم اومدم ‎و دیدم دارم بدون هیچ دلیلی لبخند میزنم‎بعد فه...

برای کشتن مننه سپاه می خواهی ونه سلاح !دستم را که بگیری ..سر...

✍ نماز اول وقت شاه کلیدنقل است جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی(ر...

مردی که برای خودش هیچ نخواستهدایایی ارزشمند از سراسر جهان؛ ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط