از نادانیام وطن نامیدمت

از نادانی‌ام وطن نامیدمت ...
و از یاد بردم
که به غارت می‌روند وطن‌ها ......
دیدگاه ها (۲)

اگر هزار غم است از جفایِ او بر دلهنوز بنده‌ اویَم که غمگسارِ...

نشسته ام به تماشای دردهای خودمتو از سڪوت غزلهای منچه می دانی...

کوچک که بودم... لمس شکوفه های درخت گیلاسآرزوی دستهای کوچکم ب...

‏برای عشق‌های تمام شده‏تنها یک‌ چیز می‌توان گفت‏و آن این‌که ...

چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی من چه گویم که غریب ست ...

مرگ بروطن فروش خائن مرگ برحرومزاده خائن ننگ برشماباد وطن فرو...

ترسناک‌تر از جنگ،‌دیدن این حجم از جهل و بی سوادی ‌در سال ۲۰۲...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط