رمان نفرت عشق

رمان نفرت عشق
پارت۳۵

دیانا: قبرستون

رضا:اون روی سگمو بالا نیار بچه

دیانا: ببند حلقتووو

رضا: خفشو باو خودت میدونی به زودی چه اینده ای پیش روته


دیانا: مگ تو خواب بمینی

رضا: تو الان مال منی احمق

دیانا: نه بابا

رضا: اره

دیانا: نمیخای قطع کنی؟؟

رضا: بای


دیانا: برو بمیررر


گوشیرو قطع کردم

بچه ها مات به مح نگاه میکردن

دیانا: چیه بدبخت ندیدن؟؟

ارسی: دیانااااا


دیانا: جان

ارسی: بابا ایول

دیانا: هن؟


ارسی: نه خوشم اومد خوب جوابشو دادی

نیکا: وایی اجی عالی بودی

دیانا:😐

فرزاد: فردا شب تولد هاا😐♥


ارسی: تولد کی؟؟

ممد: ارسی خل شدی؟؟؟نه ناموصن خل شدی😐:-\

ارسی : چطور؟😂:-\

ممد: به نظرت فرداشب تولد کیه😐:-\

ارسی: اهه یادم اومد تولد داشم

امیر: افلین ایکیو😐:-\


ارسی😐😐😐😐😐😐


بقیه بچه ها:😂:-\
#...
بچه هارفتن‌ خونه هاشون

با بچه ها خداحافظی کردیم

دیانا: بیا بگیر بکپ


ارسی: هار شدی هااا


دیانا: نه بابا


ارسلان :...

ادامح دارد...
دیدگاه ها (۲۱)

جشن تولد لیلا بلوکات❤:-)

دیانا❤:-) اصکی ممنوع😐:-\ فالو کن😎👐#دیانا#دیانا.رحیمی#اصکی.مم...

😐😐😐😐:-\

استوری های جدید انورتونا‌..♥:-) ورق بزنید..😐:-\

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط