قصدم نشستن بود

قصدم نشستن بود
اما در کنارت . . .
نه چشم انتظارت . .
قصدم شکستن غرورم بود
اما در آغوشت . . .
نه زیر پایت . . .
قصدم زندگی بود
اما با تو . . .
نه با خاطراتت . . .
قصدم پیر شدن بود
اما به پایت . . .
نه به دستت . . .(๑・v・๑)
دیدگاه ها (۳)

... ... چه قصـــــــــــــــه ای نوشتـــــــــــــه اند بـــ...

فرو می ریزد عاقبتسقف خانه ایکه جای خالی ات ستون های آن بود.....

من از تــــــرس ِ فرداهای بی تــوهمه ی ثانیه هــــــا رابه س...

خدایا...مارو ببخش که در کار خیر...یا جار زدیم...یا جا زدیم.....

تو نگاه می‌کنی و من، بی‌اختیار، تمام غرورم را زمین می‌گذارم؛...

از خودم پرسیدم؛ چه چیزی در زندگی اینقدر قشنگه که دست ازش بر ...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

گاهی آدم‌ ها تمام عمرشان را کنار کسی می‌گذرانند که سهم حضورش...

زندگی همیشه در اتفاق‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود؛ گاهی تمام زیبای...

عاشقانه های شبنم

پارت شانزدهم چشم‌هاش پر از خواهش و یه حسِ شیرینِ عاشقی بود....

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

@nouyan

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط