دوری ات،پشت مرا مثل کمان،خم میکند

دوری ات،پشت مرا مثل کمان،خم میکند
این جدایی ها ،چه ها با نسل آدم می کند

تازه فهمیدم که عشقت،کیمیای زندگی ست
برگ زرینی که خوشبختی فراهم میکند

ارتعاش تارهای دل ، خبر می آورد
از تمنایی که او را غرق ماتم می کند

خنده بین اشک ها و گریه بین خنده را
عشق ، با کار دل دیوانه ، توام می کند

سست تر هر لحظه می گردم ، نمی دانم چرا
در عوض،جا پای خود را عشق،محکم
می کند

بی تو می لرزم به هر باد و نسیمی،عشق من
آخر این پس لرزه ها، ارگ مرا بم میکند 
دیدگاه ها (۱)

قدمهایت را یواش تر بردار،بگذار به پایان نرسد این خیابان،نمی ...

خنده هایم را میان نگاه پر غمت جا گذاشتم،اگر میان بغض هایت پی...

آنکس که میگوید:نمی توانی و نخواهی توانست،احتمالا همان کسی اس...

من بسیار به شانس و اقبال عقیده دارم و متوجه شده ام،هرچه بیشت...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ صبری کنیم تا ستم او چه می‌کند؟ با ای...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

نمیبخشمت p.22

دوری ات، پشت مرا مثل کمان ، خم می کند این جدایی ها ، چه ها ب...

دوری ات، پشت مرا مثل کمان ، خم می کند این جدایی ها ، چه ها ب...

دوری ات، پشت مرا مثل کمان خم می کند این جدایی ها چه ها با ...

دوری ات، پشت مرا مثل کمان ، خم می کند این جدایی ها ، چه ها ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط