𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p22
- درد نداشت؟
تهیونگ پرسید.
باید داشته باشه؟
ابروی تهیونگ خم شد.
- برو بیرون، من قهرم.
باشه ببخشید
- گفتم برو بیرون من قهرم
و اگر نرم چی میشه، امگا؟
حالا که گرگش روش غالب شده بود صداش حتی بم تر بود.
- گازت میگیرم.
بی صبرانه منتظر حسِ دندونای نیشتم.
- قهرم برو بیرون.
دیگه نبینم اینطوری حرف بزنی، امگا.
- من هرطوری دوست دارم حرف میزنم.
اوه جدا؟
تهیونگِ اخمو هومی گفت.
هوم.. بد اخلاقم نکن.
- تو... تو چت شده؟
جونگکوک سی ثانیه به تهیونگ خیره شد.
- ب.. باشه.. ببخشید.. قهر نیستم...
هوم..
الان دیگه گرگش غالب نبود.
چی دوست داری بخوری؟
- اوووممم الان پاستا میخواامم
با من میای پایین؟
- آره میخوام اشپزیتو نگاه کنممم
۵۰ دقیقه بعد
تهیونگ تمام مدت رو اوپن نشسته بود و پاهاش رو تکون میداد. از غذا درحالی که آماده میشد کلی خورده بود و بی صبرانه منتظر بود امتحانش کنه.
- آماده شد.. بشین تا برات بیارمش.
پاستا رو تزئین کرد و دستش رو که تمیز کرده بود با پیشبندش خشک کرد.
الان نخور داغه.
- ولی میخوام زودتر بخورمشش
می سوزیاا
- خب برام فوتش کن.
جونگکوک پاستا هارو فوت میکرد که لرزی توی جیب شلوارش حس کرد. گوشیش داشت زنگ میخورد. شماره رو سیو نداشت.
- الو؟
مادر تهیونگم.
- اوه خانم کیم
تهیونگ چطوره؟ چی کارا کردید؟
- تهیونگ هم خو-
همون موقع تهیونگ بلند بلند صحبت کرد.
وای جونگکوک میخوامش خیلی خوش مزست. انقدر خوبه که میخوام لیسش بزنم. یکم آبم میخوام.
خانم کیم که بد برداشت کرده بود هینی از پشت گوشی کشید.
شرایط:
۶۰ لایک ۱۶۰ کامنت ۱۲ بازنشر
p22
- درد نداشت؟
تهیونگ پرسید.
باید داشته باشه؟
ابروی تهیونگ خم شد.
- برو بیرون، من قهرم.
باشه ببخشید
- گفتم برو بیرون من قهرم
و اگر نرم چی میشه، امگا؟
حالا که گرگش روش غالب شده بود صداش حتی بم تر بود.
- گازت میگیرم.
بی صبرانه منتظر حسِ دندونای نیشتم.
- قهرم برو بیرون.
دیگه نبینم اینطوری حرف بزنی، امگا.
- من هرطوری دوست دارم حرف میزنم.
اوه جدا؟
تهیونگِ اخمو هومی گفت.
هوم.. بد اخلاقم نکن.
- تو... تو چت شده؟
جونگکوک سی ثانیه به تهیونگ خیره شد.
- ب.. باشه.. ببخشید.. قهر نیستم...
هوم..
الان دیگه گرگش غالب نبود.
چی دوست داری بخوری؟
- اوووممم الان پاستا میخواامم
با من میای پایین؟
- آره میخوام اشپزیتو نگاه کنممم
۵۰ دقیقه بعد
تهیونگ تمام مدت رو اوپن نشسته بود و پاهاش رو تکون میداد. از غذا درحالی که آماده میشد کلی خورده بود و بی صبرانه منتظر بود امتحانش کنه.
- آماده شد.. بشین تا برات بیارمش.
پاستا رو تزئین کرد و دستش رو که تمیز کرده بود با پیشبندش خشک کرد.
الان نخور داغه.
- ولی میخوام زودتر بخورمشش
می سوزیاا
- خب برام فوتش کن.
جونگکوک پاستا هارو فوت میکرد که لرزی توی جیب شلوارش حس کرد. گوشیش داشت زنگ میخورد. شماره رو سیو نداشت.
- الو؟
مادر تهیونگم.
- اوه خانم کیم
تهیونگ چطوره؟ چی کارا کردید؟
- تهیونگ هم خو-
همون موقع تهیونگ بلند بلند صحبت کرد.
وای جونگکوک میخوامش خیلی خوش مزست. انقدر خوبه که میخوام لیسش بزنم. یکم آبم میخوام.
خانم کیم که بد برداشت کرده بود هینی از پشت گوشی کشید.
شرایط:
۶۰ لایک ۱۶۰ کامنت ۱۲ بازنشر
- ۱۰.۴k
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط