#حکایت_قدیمی
#حکایت_قدیمی
باغبانی که نمیتوانست دزدان را بگیرد
چنین حکایت کنند که روزی حاکمی بزرگ دستور داد تا باغبان قصر را در میدان شهر گردن زنند. وزیر که مردی خردمند بود، چون این بشنید، خواست تا علت را جویا شود، شاید گره کار به دست بگشاید. پس با عجله نزد حاکم رفت و پس از عرض ارادت و بندگی گفت:
«ای حاکم! این نگونبخت چه گناهی مرتکب شده که چنین عقوبتی بر او رواست؟»
حاکم نگاهی از روی غضب به وزیر کرد و گفت:
«این نگونبخت که میگویی، چند باری است که چون دزدان به قصر دستدرازی میکنند و از دیوار باغ راه فرار میجویند، هرچه در پی دزدان میدود، بدانها نمیرسد. بار اول و دوم و سوم را بخشیدیم، ولی بهحتـم عمدی در کار است. گمان ندارم که این باغبان رفیق قافله و شریک دزدان باشد!»
وزیر چون این بشنید، تبسمی کرد و گفت:
«ای حاکم! نه این مرد باغبان و نه هیچ باغبان دیگری، دزدان را دست نتوان یافت. چون او برای حاکم میدود و دزدان برای خود!»
نتیجه:
در هر کار، باید شرایط و امکانات افراد را سنجید. گاهی دلیل ناکامی افراد، بیتدبیری و کمکاری آنان نیست، بلکه شرایط ناعادلانهای است که برایشان فراهم شده است.
💯
باغبانی که نمیتوانست دزدان را بگیرد
چنین حکایت کنند که روزی حاکمی بزرگ دستور داد تا باغبان قصر را در میدان شهر گردن زنند. وزیر که مردی خردمند بود، چون این بشنید، خواست تا علت را جویا شود، شاید گره کار به دست بگشاید. پس با عجله نزد حاکم رفت و پس از عرض ارادت و بندگی گفت:
«ای حاکم! این نگونبخت چه گناهی مرتکب شده که چنین عقوبتی بر او رواست؟»
حاکم نگاهی از روی غضب به وزیر کرد و گفت:
«این نگونبخت که میگویی، چند باری است که چون دزدان به قصر دستدرازی میکنند و از دیوار باغ راه فرار میجویند، هرچه در پی دزدان میدود، بدانها نمیرسد. بار اول و دوم و سوم را بخشیدیم، ولی بهحتـم عمدی در کار است. گمان ندارم که این باغبان رفیق قافله و شریک دزدان باشد!»
وزیر چون این بشنید، تبسمی کرد و گفت:
«ای حاکم! نه این مرد باغبان و نه هیچ باغبان دیگری، دزدان را دست نتوان یافت. چون او برای حاکم میدود و دزدان برای خود!»
نتیجه:
در هر کار، باید شرایط و امکانات افراد را سنجید. گاهی دلیل ناکامی افراد، بیتدبیری و کمکاری آنان نیست، بلکه شرایط ناعادلانهای است که برایشان فراهم شده است.
💯
- ۱۹۸
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط