برگرد ای توسل شب زنده دارها

برگرد ای توسل شب زنده دارها
پایان بده به گریه ی چشم انتظارها

از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو
حاجت روا شوند هزاران هزارها

یکبار نیز پشت سرت را نگاه کن
دل بسته این پیاده به لطف سوارها

از درد بی حساب فقط داد میزنم
آیا نمیرسند به تو این هوارها

ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها

باید برای دیدن تو "مهزیار" شد
یعنی گذشتن از همگان "محض یار" ها

دیگر برای تو صدقه رد نمیکنم
بیهوده نیست اینکه گره خورده کارها

یکبار هم مسیر دلم سوی تو نبود
اما مسیر تو به من افتاد بارها

شب ها بدون آمدنت صبح می شوند
برگرد ای توسل شب زنده دارها

این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند
یا ایها العزیز تمام ندارها
or
دیدگاه ها (۱)

صبح و غروب و شام که فرقی نمی کندما را خلاصه غالب اوقات می زن...

بیا اخرین شاهکارت را ببین...مجسمه ای با چشمان باز...خیره به ...

دلم مثل دلت خونه شقایق چشام دریای بارونه شقایق مثل مردن میمو...

..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط