آینه

آینه
زن ها را خوب می فهمد
که تمام غربت شان را
پشت رژ قرمز
خط چشم نازک
و لاک های رنگارنگ شان
پنهان می کنند

هر صبح
نقاب بی تفاوتی می زنند
به روی دلی که
آشوب و در هم است

و لبخند
مهمان ناخوانده ی
بیقراری های هر روز آنهاست

سارا_قبادی
دیدگاه ها (۱)

| تماشای درخت خرمالو از پشت شیشه ها |اواخر پاییز بود ، هوا ک...

سالها رفت و هنوز‎یک نفر نیست بپرسد از من‎که تو از پنجره عشق ...

درست موقع ای که آن ها از روی زمین بلند شدند و یونهی با بدو س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط