پسر خوبی بودَم

پسر خوبی بودَم
از غرور مُتنفِر بودم
دِلَم سَنگ نَبود
پُستام جُک بود
هَـه
یِه روز یه جایی یکی ولَم کَرد
دِلَم سنگ شُد
پُستام خَشم شُد
دُنیام بَد شُد
سَرد شُد
اونَم دیگه بی ارزِش شُد
بَرگَشت
ولی دیگِه دیرِه
↩مَنِ سابِق ↪عَوض شُد
هـِه
دیدگاه ها (۳)

پارت ۵۲: قفسی که اسمش «عشق» بودلئو که از ترس داشت پس می‌افتا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 24 صدای جک از پایین ...

پارت ۲۳رزا وقتی برگشت، شهر چراغونش روشن شده بود. کلید روبه‌ه...

p2 *رسیدن به مدرسهجیهوپ:عزیزم پیاده شو مراقب خودت هم باشدایو...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 140♡⁠。⁠)⁩و سریع...

پارت دو یوری: مامان دلم برات تنگ میشه خداحافظ لیا: خداحافظ م...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part65وسطای مراسم بودیم که من دیگه حالم به خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط