مافیای من

مافیای من
part:۱۹.

ته:ا‌‌.ت شی بهتره زود بریم دکتر تو راهه
ا.ت:امم اهمم بریم •با گریه
بلند شدم که کوک و بلند کرد دستشو انداخت دور گردنش و برد گذاشت توی ماشین منم سوار شدم
بعد چند مین رسیدیم که دکتر هم اومد کوک و بردن توی اتاقش و دکترم رفت داخل ولی نزاشتن من برم
ته:ا.ت شی تو برو استراحت کن خسته ای
ا.ت:الان من چطور میتونم استراحت کنم
ته:خب نگران نباشید کوک حالش خوب میشه
ا.ت:مطمعنی
ته:آره مطمعنم
ا.ت:خ خیل خب
و رفتم توی اتاقم ولی نتونستم بخوابم و فقط گریه میکردم همش تقصیر منه اگه فرار نمی کردم اینطوری نمیشد
اگه لجبازی نمی کردم .. همینطور گریه میکردم که نمی دونم کی خوابم برد
«ویو صبح»
از خواب بیدار شدم دعا میکردم اون اتفاق ها فقط خواب بوده باشه اما واقعیت بود
بلند شدم رفتم سرویس کارای لازم و انجام دادم و اومدم بیرون از اتاق زدم بیرون رفتم سمت اتاق کوک که اون پسره از اتاق اومد بیرون
ا.ت:حالش چطوره
ته:خوبه بهوش اومده
ا.ت: واقعا •با ذوق
ته:آره می خوای برو ببینش
ا.ت:ممنون آقای ...
ته:تهیونگ هستم
ا.ت:آاا بله
که رفت منم در زدمو رفتم داخل اتاق کوک روی تخت دراز کشیده بود و با دیدن من اخماش رفت تو هم
کوک:چی می خوای
ا.ت:اومدم ببینمت و
کوک:و چی
ا.ت:عذر خواهی کنم معذرت می خوام تقصیر من بود
کوک:که چی
ا.ت:خ خب
کوک:برو بیرون
ا.ت:ولی
کوک: گفتم برو بیرون •بلند
ا.ت:ب باشه
از اتاق اومدم بیرون خب حق داشت
وارد اتاقم شدم و رفتم سمت حموم و یه دوش گرفتم اومدم بیرون و لباسمو پوشیدم موهامو خشک کردن که صدای شکمم در اومد
پس رفتم پایین
ا.ت:اجوما
اجوما:بله دخترم
ا.ت:اجوما چیزی برای خوردن داریم خیلی گشنمه
اجوما:آره ناهار آمادس یکم صبر کن که میزو بچینیم
ا.ت:باشه

لایک و کامنت یادتون نره خوشگلام 😘
ببخشید دیروز فرصت نشد بزارم ☺️
دیدگاه ها (۴)

مافیای من part:20. ...

مافیای من Part:21. ...

مافیای منpart:18. ...

مافیای من Part:۱۷. ...

Part 13کوک: ا،ت گفتم پس کنا،ت: یعنی چی بس کن رفیق من مرده او...

P⁴زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/تچند دقیقه بعد دوباره ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط