امشب دلم عجیب گرفت …

امشب دلم عجیب گرفت …
حتی آسمان شب هم ماه و ستاره هایش را از این شب گرد تنها مخفی می کند!
حتی ابرها هم به ماه اجازه نمی دهند لحظه ای همنشین شب های سرد این دیو صورتی شود!!
مگر من خواستم و این شد؟!
به من خرده مگیر ای شب…
زخم هایم تاوان تنهایی و نبودِ تکیه گاهی ست که دستم را میان شعله های نفرت و بی اعتمادی رها کرد.
سوختم…
اما نه به خواست وجدانم…
سوختم چون هم دل شب های سردم دیوارهای سربیِ خانه ام بود وبس…
سوختم از تنهایی میان هیاهوی آدم ها…
از یک رنگی میان این حجم دورنگی ها…
سوختم…
وقتی دستم بجای قلب تو
ریسمان پاره یادت را چنگ می زد.
به من خرده مگیر…
که محبوسم به زندان این دنیا
به جرم زخم های نفرت دنیا…
دیدگاه ها (۴)

مرد بی رحم

From Hatred to My Love

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

سیلام_ کپشن_

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

### پارت ۱۰: گلوله‌یِ سوم«من انتخابم رو کردم، تهیونگ!»فریادِ...

The Joke That Broke Us

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط