وای از آن لحظه که کارَت به نگاهی بکشد

وای از آن لحظه که کارَت به نگاهی بکشد
کار و بارت به غمِ چشم سیاهی بکشد

قصه ام قصه ی سرباز غریبی شده که
کار عشقَش به درِ خانه ی شاهی بکشد

این خودش حس غریبیست، نمیدانم چیست؟
اینکه هر روز مرا جانب راهی بکشد

عشق آن است که رودی سرِ عاشق شدنَش
جای دریا تنِ خود را ته چاهی بکشد

روزهاییست که در آتش خود میسوزم
آدمی خلق شده بار گناهی بکشد

گفته بودند که سیگار مضر است ولی
هر که عاشق شده رسم است که گاهی بکشد
در خودم غرق...، گدایی سرِ کوچه میگفت
وای از آن لحظه که کارَت به نگاهی بکشد
امیر نظام دوست
دیدگاه ها (۷)

- معنای لغوی غناء..در مورد غنا مباحث گوناگون ونظریات فراوان...

.....

زنان قهرمان....

سیری در موسیقی ...تصویر:صهبا مطلبی اخوان الصفا درباره ریشه ...

همه برای چند دقیقه‌ای، در همان وضعیتِ منجمد و بی‌حرکت، سر جا...

معامله p10آن شب، قبل از خواب، جونگ‌کوک کشوی کوچکش را باز کرد...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۹: بازیِ اجبار و لبخندهای تلخسکوت...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۸: نقابِ نفوذناپذیرحادثه‌ی اتاق،...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۱۵ دو روز از اعلام خب...

007-پنهان در مه - پارت ۷۰

p4

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

part 32غروب خورشید در ججو، آسمان را به رنگی شبیه به آب‌نبات‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط