عشق جنون
عشق جنون
Part2
دنبالش راه افتادم سمت دفترش که جلوی یه در مشکی وایساد و بازش کرد اتاق کاملا سیاه و توسی بود . دکور اتاق خیلی خوشگل بود رفت پشت میزش نشست _ خب خانم دکتر تو مطمئنی میخای منو درمان کنی؟ خیلیا قبلا تلاش کردن ولی نشده+ آقای مالفوی من کاملا مطمئنم من تمام تلاشم رو میکنم تا شما درمان بشین یه برگه گذاشت جلوم _ امضاش کن برگه رو برداشتم . قرارداد بود _ ما یه قرار داد میبندیم. + چه قراردادی؟ _ تو بهم کمک میکنی و من هم درمان میشم + چه کمکی؟_ مثلا باهام میای به یه جاهایی+ اومم باش و برگه رو امضا کردم ( خواهرمون چقدر زود پا پس میکشه) _ خدمتکار اتاقتو بهت نشون میده + من قراره اینجا بمونم؟ _ مگه نمیخای درمانم کنی؟ + ارع _خب باید اینجا بمونی معمولا واسه ی بیمارام خونشون نمیموندم ولی اینیکی فرق داشت پس قبول کردم و خدمتکار بهم اتاقم رو نشون داد یه اتاق نسبتا بزرگ بود با تم سفید و کرمی خدمتکار بهم گفت که تو این خونه همه چی با قانون هستش راس ساعت ۲ ناهار میخورن و الان ساعت ۱۲ بود پس من الان میتونم یه چرت بزنم دراز کشیدم و خوابیدم که .....
Part2
دنبالش راه افتادم سمت دفترش که جلوی یه در مشکی وایساد و بازش کرد اتاق کاملا سیاه و توسی بود . دکور اتاق خیلی خوشگل بود رفت پشت میزش نشست _ خب خانم دکتر تو مطمئنی میخای منو درمان کنی؟ خیلیا قبلا تلاش کردن ولی نشده+ آقای مالفوی من کاملا مطمئنم من تمام تلاشم رو میکنم تا شما درمان بشین یه برگه گذاشت جلوم _ امضاش کن برگه رو برداشتم . قرارداد بود _ ما یه قرار داد میبندیم. + چه قراردادی؟ _ تو بهم کمک میکنی و من هم درمان میشم + چه کمکی؟_ مثلا باهام میای به یه جاهایی+ اومم باش و برگه رو امضا کردم ( خواهرمون چقدر زود پا پس میکشه) _ خدمتکار اتاقتو بهت نشون میده + من قراره اینجا بمونم؟ _ مگه نمیخای درمانم کنی؟ + ارع _خب باید اینجا بمونی معمولا واسه ی بیمارام خونشون نمیموندم ولی اینیکی فرق داشت پس قبول کردم و خدمتکار بهم اتاقم رو نشون داد یه اتاق نسبتا بزرگ بود با تم سفید و کرمی خدمتکار بهم گفت که تو این خونه همه چی با قانون هستش راس ساعت ۲ ناهار میخورن و الان ساعت ۱۲ بود پس من الان میتونم یه چرت بزنم دراز کشیدم و خوابیدم که .....
- ۱.۳k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط