اسم رمان همسایه من

اسم رمان : همسایه من 🎀🪷
شخصیت ها : جنا✨ جونکوک ✨ دشمن جونکوک (بیگو) ✨ مادر جونکوک و پدر جونکوک✨
تعداد پارت ها : نامعلوم یا شاید حدود 30 و شایدم کمتر 😑🤵🏻
پارت 1🎀
ویو جنا
هوففف بلاخره خونه جدیدم رو گرفتم درسته که من از وقتی که فهمیدم پدرم مافیاست خونه مون رو ترک کردم ولی به هر حال پدر و مادرم رو دوست دارم و باهاشون در ارتباط هستم.
خونه ی خیلی قشنگی بود؛ولی فقط به همسایه داشتم که اونم روبه رو واحد من بود و خیلی بد بود کاشکی زیاد همسایه داشتم
چونکه تمام وسیله های خونه چیده شده بود فقط وسیله های اتاقم رو چیدم و تمام
.
تقریباً ساعت 10 شب بود و منم تصمیم گرفتم کلوچه درست کنم و به همسایه بدم برای معرفی
نیم ساعت بعد:
کلوچه ها تموم شد و منم لباسم رو مرتب کردم و رفتم زنگ خونه ی همسایمون رو زدم ولی جواب نداد یه بار دیگ زدم ولی جواب نداد و منم بیخیال شدم داشتم میرفتم که یهو.🎀
ادامه دارد ...
به نظرتون ادامه بدم
حمایت کنید عشقاممم✨🪷
دیدگاه ها (۳)

همسایه من 🎀 پارت ۲خوردم به یه جسم بزرگ یه آخ بزرگ کشیدم یه د...

همسایه من 🎀 پارت ۳همینطوری که داشتم نوشیدنیم رو میخورم چشمم ...

بچه ها بنظرتون فیک بنویسم ✨🎀؟

همسایه من 🎀✨ پارت5جونکوک: سلام امممم ببخشید بابت رفتار های د...

همسایه من 🎀 پارت 6که صدای بابام دراومد بابای جنا : دخترم بیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط