کنار سنگی که از قرن‌ها پیش نفس می‌کشد

کنار سنگی که از قرن‌ها پیش نفس می‌کشد
ایستاده‌ام و می‌دانم
زمان فقط آن‌چیزی نیست که می‌گذرد؛
آن‌چیزی‌ست که در ما می‌ماند.

و من ، آرام و بی‌ادعا...
میان خطوط فرسوده‌ی این نقش‌برجسته،
سایه‌ای از همان تاریخم که هنوز ادامه دارد.

ایستاده‌ام نه برای ژست و عکس،
برای یادآوری ایستاده‌ام؛
که انسان اگر ریشه نداشته باشد،
حتی نسیم آرامی هم او را می‌برد.

╭─❀🌿❀─╮
روایتی از بهزاد غدیری
تخلص؛ نجوای جنون
╰─❀🌿❀─╯
.
#بهزاد_غدیری #نجوای_جنون #تاریخ #ایران_باستان #هویت #اصالت #تمدن #فرهنگ #ایران #موفقیت #خدا #زندگی #تخت_جمشید #بهزادغدیری #ایران #خوشبختی
دیدگاه ها (۱)

«رزیتا دغلاوی‌ نژاد؛ اصالت و شکوه ایرانی»در تلاقی میان دانشِ...

آن هیبت خورشیدِ وفا برگشتهبا نصرت و الطافِ خدا برگشته‌برخیز ...

گاهی کنار مسیر می‌ایستم،نه صرفاً برای توقف،برای اینکه یادم ب...

ایرانِ پُر از بیم و خطر را دیدیمدر معرکه ، پیکارِ سپر را دید...

با نوای زیر لب، گفتم دلم کردی تو خونبی‌خبر بردی مرا تا قعرِ ...

نگین بیداری

اینجا لحظه‌ای‌ست که سکوتم به تصویر تبدیل می‌شود.هر خط از این...

یلدا تنها بلندترین شب سال نیست؛ آیینه‌ای‌ست که انسان را به ...

#آرامگاه_کوروش بزرگ_پاسخ_ایران ستیزانعلت این نامگذاری چه بود...

#آرامگاه_کوروش_بزرگ‌_پاسخ_به _ایران‌_ ستیزان#وطن# وطن فروشپس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط