دلتـنگ توام جانا هردم که روم جـایی

دلتـنگ توام جانا هردم که روم جـایی

با خود به سفر بردم یاد تو و تنـهایی￿

رفتم که سفر شاید درمان دلم گـردد

رفتن نبُود چاره وقتی که تو اینـجایی￿

از کوی تو رفتم من تا دل بشود آرام

بیهوده سفرکردم وقتی که تو مـاوایی￿

با یک غزل ساده از عشق تو مـیـگویم

آخرچه شود حاصل جزغصه و رسـوایی￿

در حسرت دیدارت بی خوابم و بـیدارم

یاد دل من هستی؟ای مظهر زیـبـایی￿

تلخ ست همه ی عمرم از شدت دلتـنگی

یا سوی تو باز آیم؛یا اینکه تو مـی آیی!
دیدگاه ها (۹)

قبــــــــ✞ــــــر مرا✞ بزرگ بســـــــــــازید✞خــــــــــــ...

‌ مهربانی ، سرنوشت ِ عشق هاست سرگذشـتِ نوربــــاران ِ خ...

بی نهایت دوستت دارم ، اگر باور کنیمی توانی این سند را، ثبت د...

بنال ای نی که من غم دارم امشبنه دلسوز و نه همدم دارم امشبدلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط