بی تو مهتاب شبی باز از کوچه گذشتم

بی تو مهتاب شبی باز از کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیر ه به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریزشد از جام وجود
شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطر ه خندید
عطر صدخاطره پیچید:

یادم آمد که شبی با هم از آن
کوچه گذشتیم
پر گشود یم ودر آن خلوت دل
خواسته گشتیم
ساعتی برلب جوی نشستیم
توهمه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشا ی نگاهت
دیدگاه ها (۶)

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم....

پارت سی‌وششم | پیدات کردم، نترس... جئون جونگ‌کوککوچه‌به‌کوچه...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

بی تو مهتاب شبی بازازآن کوچه گذشتم✨همه تن چشم شدم خیره به د...

شعر زیبای کوچه از فریدون مشیری:بی تو، مهتاب شبی، باز از آن ک...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره...

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به د...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،همه تن چشم شدم، خیره ...

بی  تو  مهتاب  شبی  باز  از  آن  کوچه  گذشتم .همه  تن  چشم  ...

بـی تـو مـهتاب شـبی بـاز از آن کـوچه گـذشتمهـمه تـن چـشم شـد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط