او رابگو. نسیم چشمانت را نوشیده ام . نوشیده ام که پیوسته

او رابگو. نسیم چشمانت را نوشیده ام . نوشیده ام که پیوسته بی آرامم. جهنم سرگردان مرا تنها گذار
دیدگاه ها (۴)

در تنهایی بی انتها گرفتار شدم در این تنهایی بی اعتمادی سرگرد...

بسم الله الرحمن الرحیم نه رنج و نه لذت :جهنم و بهشت هر دو تط...

بفرمایید عصرونه..... او را بگو : نسیم سیاه چشمانت را نوشیده ...

او را بگو:نسیم سیاه چشمانت را نوشیده امنوشیده ام که پیوسته، ...

✍نام شعر=جهنم سرگردانشب را نوشیده امو بر این شاخه های شکسته ...

شب را نوشیده‌امو بر این شاخه‌های شکسته می‌گریممرا تنها گذارا...

شب را نوشیده‌امو بر این شاخه‌های شکسته می‌گریممرا تنها گذارا...

او را بگو نسیم سیاه چشمانت را نوشیده‌ام.نوشیده‌ام؛که پیوسته ...

‌او را بگو :نسیم سیاه چشمانت را نوشیده‌امنوشیده‌ام که پیوسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط