آری

آری
شاید مرگ حالم را بهتر کند
شاید این عشق ثمری نداشته باشد
شاید دلت جای دیگر با رقیبم خوش است
دل به چه کسی داده ای که اینگونه رهایم کردی
میترسم
میترسم بعد از تو نتوانم به زندگی ادامه دهم
تو در خیالم امواج دریاها را برایم نقاشی کردی
تو
تو خود آرامش بودی
اما
اما اکنون این عشق به جاده ای یک طرفه تبدیل شد
تو رفتی و من ماندم و حسرت روزای خوش با تو
شاید مرگ
شاید مرگ حالم را خوب کند
نمیدانم
شاید مرگ بتواند مرا از تو دور کند
این جدایی ناخواسته است
تو را میپرستم
با اینکه میدانم درونت از حس عشق تهی شده است
بخاطرت قله های عشق را پیمودم
هزار راه نرفته را رفتم
اما اکنون مزد کارهایم جز تنفر تو نیست
سخت است بی تو زندگی
درونم غوغاییست
ناخوشم
شاید مرگ
شاید مرگ حالم را بهتر کند ...
دیدگاه ها (۳)

بزن باران رهایم کنکه ابری سخت دلگیرمچرا دیگر نمی باری؟دلم شد...

هرچه هستی بهترین ورژنش باش...اگر صحرایی ، باهمه گستردگیش مهر...

خدا با من و توست ...

بیدارشو.پنجره ات رابگشا....بشنوخداصدایت می زند!خنده کن که خد...

برای وصف چشم انداز چشم شوخ و شنگ توخیالم کوچ کرده سوی چشمان ...

فصل ۱۵۹: نقشه گالیمگالیم پیشنهاد داد: "من باید به تنهایی برو...

______________________________تو یک روز، همه‌چیز را خیلی ساد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط