مادر دروغگو

مادر دروغگو...
پسر هشت ساله‌ای مادرش فوت کرد و پدرش با زن دیگری ازدواج کرد. یک روز پدرش از او پرسید: «پسرم به نظرت فرق بین مادر اولی و مادر جدید چیست؟»
پسر با معصومیت جواب داد: «مادر اولی‌ام دروغگو بود اما مادر جدیدم راستگو است.»
پدر با تعجب پرسید: «چطور؟»
پسر گفت: «قبلاً هر وقت من با شیطنت هایم مادرم را اذیت می‌کرم، مادرم می‌گفت اگر اذیتش کنم از غذا خبری نیست اما من به شیطنت ادامه می‌دادم. با این حال، وقت غذا مرا صدا می‌کرد و به من غذا می‌داد. ولی حالا هر وقت شیطنت کنم مادر جدیدم می‌گوید اگر از اذیت کردن دست برندارم به من غذا نمی‌دهد و الان دو روز است که من گرسنه‌ام.»
بسلامتی تمام مادران دروغگو
دیدگاه ها (۱۴)

‌ ‌ روزگار غریبیستآدمها یک روز دورت میگردندروزی دیگر دورت...

پسره پست گذاشتهچگونه بعد از ازدواج از یک دختر قرتی و سوسول ی...

دانش آموزی برگه امتحانی را سفید داد و روی آن نوشت :سکوتم نشا...

یکی از افتخاراتم اینه:که فقط خوشگل ها و خوشتیپ هاپستامو فورو...

مافیا ای من

part: 33name :عشق و جداییویو کوک عذر خواهی ای که از مادر می ...

شروع رمان توپ طلا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط