تا درون آمد غمش ،

تا درون آمد غمش ،
از سینه بیرون شد نفس ...

نازم این مهمان ،
که بیرون کرد صاحب خانه را ...
دیدگاه ها (۱)

یہ وقتایی بہ جا گوش ڪردن به قلبت،بزن لهش کن، لازمہ......

#سکـوت برایم #شـــد بهتریــن #گزینه#وقتی ڪلی #حرف توی #ذهنــ...

#تنهایی

‏مرگم باد ...اگر دمی ڪوتاه آیم ؛ از تڪرار این پیش‌ پا افتاده...

گرچه من دیگر نمیبینم گل روی تو را خاطراتت را در غم خانه مهما...

#مهمان ✍پيامبر اکرم صلی الله عليه و آله: مهمان هنگامي که وار...

#حکایت_قدیمی در زمانهای قدیم یک روستائی جل و پلاسش را برداشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط