موسیقی خش خش برگ ها زیر قدم های رهگذران. نیمکت غروب، جایی

موسیقی خش خش برگ ها زیر قدم های رهگذران. نیمکت غروب، جایی برای تولد ترانه پاییزان. و من که زیبایی رقص برگ ها را روی سنگ فرش خیابان می نگرم، به خود می گویم: این بار فلسفه شعرت را از طبیعت وام بگیر. این تقویم هر چهار فصلش زیباست. هر چهار فصلش.
و من می توانم با یک برگ که شاید روزی سقف آشیان پرنده ای بود و امروز غمگین و غریبانه روی خاک می افتد، همزاد پنداری کنم. به خود می گویم: مبادا روزی اینگونه سقوط کنی که زیر کفش های کسی خرد شوی و صدای شکستنت در همهمه عابران خیابان گم شود.
«افشین مقدم»
دیدگاه ها (۱)

موسیقی خش خش برگ ها زیر قدم های رهگذران. نیمکت غروب، جایی بر...

به او بگویید درحوالی من همه چیز خوب است! پاییز دوباره حاکم ش...

به او بگویید درحوالی من همه چیز خوب است! پاییز دوباره حاکم ش...

این روزها که می گذرد ، هر روز احساس می کنم که کسی در باد فری...

🕛 این روزها که می گذرد، هر روزاحساس می کنم که کسی در بادفریا...

ای روزهای خوب که در راهید!ای #جاده های گمشده در #مه !ای روزه...

---پارت ۴: سایه‌ی یک رازشب شده بود و چراغ‌های خیابان، مسیر خ...

پارت۸.رمان یاس سیاه.موسیقی خون. یک سال بعد

(تلخ تلخ) بغض گلومو گرفت :'(یک ساعتی میشد که روی نیمکت پارک ...

The eyes that were painted for me... "چشمانی که برایم نقاشی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط