کیوتا الان کامنتا رو دیدم بیشترتون گفتید اینو بزارم
کیوتا الان کامنتا رو دیدم بیشترتون گفتید اینو بزارم
____________________________________
وقتی ذوقتو کور کرد....
پارت ۱
ویو ات
امروز سالگرد ازدواجمون بود و مدتی بود که جین باهام سرد شده بود فکر کنم میخاد سوبرایزم کنه
جین وارد عمارت شد ( جین مافیاعه)
ات: سلامممم هندسام من چطوریییی؟؟( ذوق و خنده)
جین: سلام ( سرد و خشک)
ات یکمی ناراحت شد ولی فکر کرد که جین بازم داره سوبرایزش میکنه و با خنده برگشت سمته جین
ات: هندسامم شام درست کردم بدو بیا که سرد شد
جین: شام خوردم
و رفت تو اتاق کارش اتم رفت دنبالش
ات: ی.ی..یعنی یادت رفته؟( بغض)
جین: راجب چی حرف میزنی ؟( سرد)
ات: خفه شووووو...ف..ف..فقط خفه شووووو ( گریه)
ات از اتاق اومد بیرون و رفت اتاق مشترکشون و رفت روی تخت گریه کرد، انقدر گریش شدت گرفت که به هق هق تبدیل شد
چند مین بعد
جین متوجه شده بود چه گندی زده و....
ادامه دارد...
____________________________________
وقتی ذوقتو کور کرد....
پارت ۱
ویو ات
امروز سالگرد ازدواجمون بود و مدتی بود که جین باهام سرد شده بود فکر کنم میخاد سوبرایزم کنه
جین وارد عمارت شد ( جین مافیاعه)
ات: سلامممم هندسام من چطوریییی؟؟( ذوق و خنده)
جین: سلام ( سرد و خشک)
ات یکمی ناراحت شد ولی فکر کرد که جین بازم داره سوبرایزش میکنه و با خنده برگشت سمته جین
ات: هندسامم شام درست کردم بدو بیا که سرد شد
جین: شام خوردم
و رفت تو اتاق کارش اتم رفت دنبالش
ات: ی.ی..یعنی یادت رفته؟( بغض)
جین: راجب چی حرف میزنی ؟( سرد)
ات: خفه شووووو...ف..ف..فقط خفه شووووو ( گریه)
ات از اتاق اومد بیرون و رفت اتاق مشترکشون و رفت روی تخت گریه کرد، انقدر گریش شدت گرفت که به هق هق تبدیل شد
چند مین بعد
جین متوجه شده بود چه گندی زده و....
ادامه دارد...
- ۳.۳k
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط