می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست
آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست
می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد
آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست
می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند
از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است
راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو
تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست
طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود
روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست
دیدگاه ها (۱)

گاهی اوقات باید "خیانت" کرد تا ارزش صداقت برای کسی که تفاوت ...

صدای خنده مادرم حتی غم ها را میخنداند......

میگن خواب یه مرگ کوتاهه ولی چه فرق عجیبی است بین"مرگ"و"خواب"...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچـــــنان که تارو پود ...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچـــــنان که تارو پود ...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچـــــنان که تارو پود ...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچـــــنان که تارو پود ...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچـــــنان که تارو پود ...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچـــــنان که تارو پود ...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچـــــنان که تارو پود ...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچـــــنان که تارو پود ...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچنان که تارو پود قلب م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط