با خستگی و درد بلند شدم اتاق خودم نبودم اصلا اتاق نبود دف

با خستگی و درد بلند شدم اتاق خودم نبودم اصلا اتاق نبود دفتر بود روی کاناپه بودم جونگ کوک با تاپ خونگی جزب سفید نشسته بود رو صندلی یهو یادم افتاد بیهوش شدم دست زدم به صورتم که ماسکمو رو صورتم حس کردم نفسمو بیرون دادم
بدون اینکه سرشو بالا بگیره گفت
=هنوز زخمت خوب نشده انقدر جمبش میکنی
*مرسی ولی میرم
دم رفتم خواستم دستگیررو بکشم که
= پلیسا خونتو پیدا کردن حالا اگه میخوای برو
*چ..چ.چی
=نترس آدم فرستادم برن ار در پشتی وسایلاتو بیارن اینجا بمونی
*بنظرت یه خونه دارم حب یه خونه دیگه دارم اونجا تو...جنگله
=جنگل؟
*ار..آره
=چرا لکنت گرفتی
* از جنگل ....میترسم(اروم)
= چه خوب پس حالا حالا ها تو و باندت اینجایین
=راستی یادت رفته که باید ماسکتو دراری
*تو بدون ماسک منو یکی دیگه میبینی
=پس بزار ببینم
نفسی به غبغب انداختم
*بهم وقت بده
= شرطی داره
بلند شد
داشت میومد سمتم
* چه شرطی(ترس)
یک سانتی متر باهام فاصله داشت
=ضمانت
لباشو گزاشت رولبم سه بار خواستم حولش بدم اما زورم نرسید
دست مالید رو گردن و پ.و.ص.ی.م
تحریک شده بودم همکاری کردم ماسکمو در آورد تازه فهمیدم چیکار کرد
با تمام اعصبانیت حلش دادم
*تو چه کثافتی هستی
= میدونی داری به کی فحش میدی
*اره میدونم میخوای چیکار کنی(سگ شدهههه)
= همون کاری که داشتم میکردم...
دیدگاه ها (۶)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_83با خوابالودی از سر جام بلن...

پارت ۳۱

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 185♡⁠。⁠)⁩جونگکو...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۳----------------------------------------⭐🌕...

#سناریو_درخواستی( اعضا مافیان و ات رو گروگان گرفتن و خیلی ری...

پارت ۴نقشه ای از قرار فردا روی تخته کشیدم لب زدم گفتم« ببین ...

پارت ۱۰ 🖤بعد از رفتن جونگ‌کوک، جینا کنارم نشست و با شیطنت گف...

پارت ۹ گفت آره حالا همتون برین استراحت کنین دیگه کاری با هات...

Do I love him, or do I hate him?P:¹³وقت رفتن بود واسه آخرین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط