#برشی_از_یک_کتاب 📚

#برشی_از_یک_کتاب 📚

من با استعداد بودم . یعنی هستم . بعضی وقتها به دستهایم نگاه می کنم و فکر می کنم که می توانستم پیانیست بزرگی بشوم . یا یک چیز دیگر . ولی دستهایم چکار کرده اند؟ یک جایم را خارانده اند ٫ چک نوشته اند ٫ بند کفش بسته اند ٫ سیفون کشیده اند و غیره . دستهایم را حرام کرده ام . همین طور ذهنم را

#چارلز_بوکوفسکی
از کتاب : عامه پسند
دیدگاه ها (۷)

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

KIM V

من با استعداد بودم. یعنی هستم. بعضی وقت ها به دستهایم نگاه م...

من با استعداد بودم، یعنی هستم.بعضی وقت‌ها به دست‌هایم نگاه م...

📝 من با استعداد بودم ، یعنی هستم. بعضی وقت ها به دست هایم ن...

#معرفی_کتاب #عامه_پسند من با استعداد بودم.یعنی هستم؛بعضی وقت...

من با استعداد بودم، یعنی هستم. بعضی وقت‌ها به دست‌هایم نگاه ...

من با استعداد بودم . یعنی هستم . بعضی وقت‌ها به دست‌هایم نگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط