جانگ ات

جانگ ا.ت...
همه فکر میکنن من یه دختر شاد با روحیه لطفیم و دورانی که وقتی پدرم جلوی چشمای خودم جونش رو از دست داد فراموش کردم...اما نمیدونستن که درون من چه چیزایی هست...بعضی وقتا با خودم میگم چه بازیگر خوبیم که حتی بهترین دوستم هم نمیدونه حالم خوب نیست! اما بازم مادرم که میدونست...با این حال رفت و با یکی ازدواج کرد که من ازش متنفرم...برادر قاتل پدرم...مامانم اصلا از پدرم خوشش نمیومد فقط چون هرچقدر هم کار میکرد باز هم فقیر بودیم...هه!جالبه نه؟کل این دنیا جالبه...
اون...نمیخوام صداش کنم پدر ناتنیم اما واقعا هست...درسته پدر ناتنیم یه تیلیاردره...و پسراش هم همینطور. هیچوقت نفهمیدم شغلشون چیه که انقدر ثروت دارن...به هر حال برای من یکی مهم نیست
من نمیخوام بقیه فکر کنن اون دوتا پسر معروف و پولدار برادر های منن
پس همه سعیم رو کردم که کسی توی مدرسه این رو نفهمه اما با گندی که جئون جونگکوک زد همه چیزو به فا*ک داد

اسم : قلب های مُرده🥀

شخصیت ها ::

جونگکوک : برادر کوچیک و از خود راضی ، دعوا کردن و فکر نکردن به عوارضش  کار همیشگیشه
موهاش مشکیه ، ۱۷ سالشه ، همه دخترا دیوونه شن ، وارث دوم خانواده جئون

تهیونگ : برادر بزرگ با موهای خرمایی ، هرکی نگاش کنه در جا سکته رو میزنه انقدر که جذابه(هعی واقعیته ، ۱۸ سالش ، عاشق اذیت کردنه و اگه کسئ کوچیک ترین انگشتی روی نقطه ضعفش بزاره باید خودش رو مُرده بدونه، اون از قبل برادر واقعی جونگکوک نبوده و پدرش یکی دیگه بود اما مادرش با جئون مشترک بود ، وارث اول خانواده جئون

جانگ ا.ت : دختر بازیگوشی که پدرش مُرده و با مادرش تنهایی زندگی میکنه...البته میکرد
از وقتی که مادرش ازدواج کرد مجبور شد قبول کنه و با دوتا برادر های ناتنی و جذابش زندگی کنه
۱۷ سالشه ، موهاش قهوه ای تیره ست ، چشمای مشکی ای داره که از مروارید هم براق تره

سئوهیون : بهترین دوست و صمیمی ترین دوست ا.ت که خیلی خوشگل و کیوته

بقیه شخصیت ها هم آشنا میشید...

تعداد پارت : نا معلوم

تعداد فصل ها : نامعلوم

یه دیالوگ کوچیک در داستان::

ڪاش جاخالیٔ ںـُُداده بؤدم،
ڪاش گفٮٓہ بؤدم ڪِِِہ چܧدر دؤسٹش دارم.
شاید در دنیای دیگر پیدایت کنم عشق من»

تا پارت ⁷ امروز آپ میشه✅
شرط نداره ولی حمایت بالا باشه🫶🏻🪼


بچه ها واقعا تو این مدت که نت قطع بود سعی کردم خیلی باکیفیت براتون فیک جدید رو بنویسم و واقعا آسون نیست، لطفا وقتی میخونید لایک کنید وگرنه بدون هیچ حمایتی مجبور میشم برم و فیک ننویسم.
اگا واقعا بد مینویسم بگید که ننویسم
دیدگاه ها (۰)

قلب های مُرده پارت ¹اولین روز مدرسه بعد از کریسمس مثل همیشه ...

قلب های مُرده ادامه پارت ¹انگشتش رو ول کردم و یه لقمه غذا گذ...

بازیگران زندگی پارت ¹³⁰پرش زمانی به اتاق*ماندانا : خب ویکتور...

رمان مرگ زندگی پارت ¹²⁹پارت هدیه🎁ویو ا.ت*ویکتور(جونگکوک) : ب...

چند پارتی درخواستی پارت ۲ادمین. مرد به همراه دوتا با دیگاردش...

معرفی شخصیت ها :ا/ت:دختری مهربان،خوشگل، کیوت،کنجکاو،عاشق درس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط