غصه ی دنیا ندارم، چون تو، دنیایم شدی

غصه ی دنیا ندارم، چون تو، دنیایم شدی
حسرت فردا ندارم، چون تو، فردایم شدی

داده ام گلخانه ام را دست تو ای نازنین
باغبان ِ مهربان ِ جمله گلهایم شدی

ماه و خورشید و فلک، دیگر نمیخواهم که تو
روشنی ِ دلپذیر ِ روز و شبهایم شدی

بی تو تنهایی مرا، بدجور تنها کرده بود
آمدی،، دیگر حبیب قلب تنهایم شدی

همچو ماهی بودم و در حسرت آب روان
با وجودت خوب من، مانند دریایم شدی

غصه ا ی دیگر ندارم، در دل حسرت کشم
خط بطلانی،، به روی درد و غمهایم شدی
دیدگاه ها (۴)

برای دیدن چشمانت برای لمس دستانت برای با تو بودن تا قیامت صب...

ڪیلومتــرها حرف دارم امــا...درسڪوت...رڪــورد همــه راشڪستــ...

"آغوش تو آرام ترین خانه ی دنیاست"دست تو صمیمانه ترین شانه ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط