من نگرانم، دلم میسوزد از اینکه چند سال بعد عکسِ دو نفره ا

من نگرانم، دلم میسوزد از اینکه چند سال بعد عکسِ دو نفره ام را برایت ایمیل کنم و تو با روشنفکریِ مسخره ای از صمیم قلب برایم ارزوی خوشبختی کنی، من میترسم از اینکه دلم بخواهد سر به تنِ آن شخصِ کناری ات نباشد و مجبور باشم لبخندِ احمقانه ای بزنم و بگویم به هم میایید .
آن موقع حتما هم من خوشبختم هم تو، و یکی را هم داریم که کاملا با هم تفاهم داریم و دیگر حتی بحث هایِ نصفِ و نیمه نداریم، اما همیشه یک جایِ کارمان میلنگد که پنجشنبه ها به بهانه یِ دلتنگی برای مادر بزرگ در گوشه یِ خانه مان اشک میریزیم و جمعه ها را به بهانه یِ دلگیری روز جمعه کلِ روز را با بی حوصلگی میگذرانیم.
باور کن من میترسم تو نمیترسی؟
دیدگاه ها (۱۶)

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

فیک : بین راندها

پارت: 4 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای دفتر مدیر هریسون همیشه...

پارت ۱۷ روز بعد...از وقتی سوآ وارد مدرسه شده بود، آریانا دیگ...

P : 22

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد...ا/ت با صدای ز...

پارت: 9 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**جنگ‌های دبیرستانی همیشه از...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁴چند لحظه‌ای در آن ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط