ذکرِ خیرت در دلم هست و کنارم نیستی

ذکرِ خیرت در دلم هست و کنارم نیستی
کاسه ای لبریزم و صبر وقرارم نیستی

همچو برگ از شاخسارِ چشم تو افتاده ام
در خزان می میرم ای فصل بهارم نیستی

روح غمگینم جهانی را مکدر می کند
غرقِ در اندوهم امّا غمگسارم نیستی

نامسلمان بودم و ایمانِ من مهرِ تو بود
دین و دل سوزاندی و گفتی نگارم نیستی

یوسف گمگشته یِ در راه کنعانم چه سود؟
دل بریدی از من و چشم انتظارم نیستی
دیدگاه ها (۰)

عشق ویرانــــگر او در دلــم اردو زده استهرچه من قلب هدف را ن...

۲ روز قبل، بعد از تماس یکی از شهروندان در محله افسریه تهران ...

جوان: مسیر وزیر شدن زنان هموار می‌شود؟پس از سخنان روز گذشته ...

سلام امام زمانم✋🌸غيرت آفتاب و جلوه زيبايى ماه تو را توصيف مي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط