شب جمعه شده و روضه مرا ریخت به هم

شب جمعه شده و روضه مرا ریخت به هم
فاطمه آمده و کرب و بلا ریخت به هم
واژه ای نظم جهان را به تلاطم انداخت
مادری گفت بُنَیَّ همه جا ریخت به هم
دیدگاه ها (۲)

شب را سحر نموده‌ام اما بدون تواینجا نشستہ‌ام تڪ وتنها بدون ت...

امام مهدی عجل الله تعالی فرجه:أَکثِرُوا الدُّعاءَ بتَعجیلِ ا...

راه گریزی ندارممی سوزم و می نویسمصد مرد آتش بگیرندیک زن در آ...

نوڪر زهرا شدم دنیا بہ نامم گشتہ اسٺنام پاڪ فاطمہ ذڪر سلامم گ...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

قم…شهر، رنگ وداع گرفته بود.در سایه‌ی گنبد جمکران،هزاران دل ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط