*پارت اول*

*پارت اول*
✡گاهی اوقات مفاهیم در فرقه‌ های مختلف، شباهتای زیادی پیدا میکنن...مثلا در تمام ادیان و در خیلی از فرقه‌ها از مفاهیمی مثل «زندگی بعدی» و «زندگی معنوی» و… استفاده میکنن؛ ولی هرکدوم از اونا متناسب با دسته ای که توش قرار دارن، جایگاه متفاوتی دارن که گاها با همون مفهوم تو یه دسته ی دیگه کاملا در تضادن...

🌳یکی از این مفاهیم هم درخته! در قرآن بارها به این مفهوم اشاره شده...مثلا:
شجره طیبه [ابراهیم24]
شجره خبیثه [ابراهیم26]
گاها در مورد توحید و خلقت بکار گرفته شده...مثل:
«وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ یَسْجُدان»[الرحمن6]
در روایت نبوت حضرت موسی (ع) هم ذکر شده که خداوند از ورای یک درخت با این پیامبر سخن میگفت[قصص30]
در داستان هبوط آدم (ع) از بهشت هم ما «درخت جاودانگی» رو داریم[طه120]

اما هیچکدوم از توصیفاتی که در قرآن از پدیده‌هایی مثل درخت و سنگ و خوراکی‌ها و حیوانات و سایر پدیده‌های طبیعی (آتش، کوه، دریا، باد، ماه، خورشید و…)نام برده شده، به منظور تقدّس‌بخشی نیست!
همشون برای جلوه ای از قدرت و حکمت و عظمت خدا استفاده شدن...
توصیفی که در قرآن از «آب» هست، در مورد هیچ پدیده ی دیگه ای نیست،(و جعلنا من الماء کل شیء حی)؛ با این حال این تعریف باعث تقدس بخشی برای مسلمونا نشده🤷🏻‍♂️
هرچند معتقدن که آب نشونه ی رحمت خداست ولی تا حالا دیدین یه مسلمون بگه آب دریچه ی ارتباط این جهان و ملکوته؟خب نه "|

🔮با این حال درخت در آیین کابالا جایگاه مقدّسی داره...ب صورت سمبلیک بهش میگن درخت حیات...
درخت حیات، درخت دانش، درخت مرگ و درخت ارواح نمونه ای از استعاره‌هایی هستن که در آموزه‌های کابالیستی برای توصیفِ درخت مورد استفاده قرار میگیرن...

ولی داستان ب استعاره ختم نمیشه...در آیین کابالا درخت نه به‌عنوان «جلوه‌ای از خلقت» بلکه به‌عنوان «واسطه‌ای بین دو عالم» شناخته شده...

حاخام «اسحاق بن سلیمان لوریا» مشهور به اسحاق لوریا (Isaac Luria) که به‌عنوان پدر کابالا شناخته میشه، از کسایی بود ک ب واسطه بودن درخت بین دو جهان اعتقاد داشت...
معتقد بود روح بعد از جدا شدن از جسم میره تو درخت...و برا درختا مراسم میگرفت
فکر میکرد با این کارش ارواح مرتبه ی بالا تری میگیرن(مثلا ارواح اگ سقوط کنن ب پایین مث جهنمه و اگه رتبه بالایی داشته باشن بهشته) و البته دانش آموزاشم میبرد بین درختا و اونجا بهشون آموزش میداد...

👨🏼‍🎓به‌گفته شاگرداش ی روز لوریا چشاشو باز میکنه و کلی روح بین درختا میبینه و ازشون می‌پرسه: شما چرا اینجا (در درختان) توقف کرده‌اید؟
ارواحم بش میگن: چون در زمان حیات تبه‌کار نبودیم. ما تو را می‌شناسیم و می‌دانیم می‌توانی به ما کمک کنی.
لوریا ام بعدش بهشون قول میده کمکشون کنه تا از برزخِ درخت برن بالا (از موتوری نگیریم)

شاگرداشم میبینن ک داره با ی مشت درخت حرف میزنه ازش میپرسن: با چه کسانی سخن می‌گفتی؟
لوریا ام جواب میده: اگر می‌توانستید آنها را ببینید، از این‌که چه جمعیتی از ارواح در درختان هستند، حیرت‌زده می‌شدید! (بازم از موتوری نگیریم)
دیدگاه ها (۰)

*پارت دوم*✏اولین اشاره ها در مورد جایگاه درخت، در آثار موسی ...

کریسمس چهار روز پیش بود ولی اشکال نداره ک بگم؛ یعنی تکرار کن...

ما در مورد تاریخ و پادشاهای واقعا لایق چی میدونیم؟ مثلا نادر...

نمیدونین این حس ک ی مشت رائفی فن آنفالوت میکنن چ حسی داره😂حس...

پیشنهاد همکاری درثبت و توزیع جهانی مجموعه آثار اندیشک

وقتی گفته میشه #فرقه‌ضاله #بهائیت یک شبکه #جاسوسی و جذب #اطل...

با خارها راهش را میبندم:شباهت یمانی احمدالحسن و بهائیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط