صبح از دریچه زمان آغاز شده است. خورشید، بی تابانه سر از ا

صبح از دریچه زمان آغاز شده است. خورشید، بی تابانه سر از افق بیرون کشیده است. به شط شوق زده ام تا صبح را با بزرگی ات در تمامی اشیا بکاوم. جهان پلک گشوده است و زبان ها بر اسمای کبریایی ات درنگ کرده اند. یاد توست که قلب ها را آرام و چشم ها را خروشان می کند
دیدگاه ها (۱)

خدایا! در این لحظات سرشار که همه چیز بوی شکفتن گرفته است، مو...

هوای صبح را از همه سو نفس می کشم. دستی بر شاخساران بلند نیای...

سلام مهربانان صبحتون بخیردر هوای پاک صبح,نفس بکش و تمام سلول...

ای پروردگار مهربان ، کمکم کن امروز را با عشق تو آغاز کنم . ق...

پیوند خون و اختیارپارت ۱ | شبی که سرنوشت نوشته شدباران آرام ...

دیــــار کهن𓅃«بیژن و منیژه»روزی از روزگاری در ایران باستان،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط