من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگار

من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگار
لب تشنه ی دیدار و....تو انگار نه انگار

دور از تو شده سنگ صبور من دل تنگ
یک گوشه ی دیوار و....تو انگار نه انگار

از چشم تو افتاده ام و زیر عبورت
له میشوم این بار و...تو انگار نه انگار

دل تنگی و بی هم نفسی حال خرابی ست
روی دلم آوار و....تو انگار نه انگار

من را به گناهی که نگاه تو در آن بود
بردند سر دار و...تو انگار نه انگار

جان میکنم و محو تماشایی و هر روز...
این حادثه تکرار و....تو انگار نه انگار

بی مرگ نشد لایق چشمان تو باشم
حالا شدم انگار و....تو انگار نه انگار
دیدگاه ها (۸)

باز هم صبح فرا رسید صبحی بهتر از صبح های دیگر, زیرا ...

من عاشق سکوتم و کم حرف می زنمهر وقت دل شکسته ترم حرف می زنما...

مهربان هستی ولی نامهربانی میکنیشوردرسرداری وداری جوانی میکنی...

یک نفر نی می زند در معبد تنهایی امیک نفر گم می شود در خنده ی...

Mafia-Knigپادشاه مافیا

چشم در چشم پریسا انداختم و‌گفتم تو را خدا دو دقیقه همین جا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط