تو اگر مرا نخواهی، به کجا روم پریشان؟

تو اگر مرا نخواهی، به کجا روم پریشان؟
به چه سوتوراببینم،که‌شدم ی جسم بی جان
تو اگر مرا نخواهی،به که گویم از غم خود
که نشان‌ِبی‌پناهی،شده از رخم نمایان
تواگرمرانخواهی، به ستاره‌ها بگویم
نرسیده کَس به دادم،شده‌ام غریب وحیران
تواگرمرانخواهی،چه به بغض خود بگویم
که فشارد او گلویم،برسد به حال گریان
تواگرمرانخواهی، دگر از نفس فتادم
تو بیا هوای قلبم،چو پیاله های مستان
تواگرمرانخواهی، به‌که رو کند دل من؟
به جزاز تودردلم نیست،برسدبه روز پایان
تواگرمرانخواهی،به شفای حال من کن
که فقط نگاه چشمی،چه خوشم به زیرباران
تواگرمرانخواهی،به خداشکایتی نیست
بکشم‌به تارمویت،به ستاره های کیهان
دیدگاه ها (۱۵)

در خودم بودم؛ نفهمیدم که تنهاتر شدمگریه کردم.. فکر کردی زیر ...

به دیدارم نمیآیی چرا؟ دلتنگ دیدارم همین بود اینکه می گفتی و...

بر هر در بسته ای کلیدی ای عشق!بر هر دل ناامید ؛ امیدی ای عشق...

بــرگِ "تقـویمِ" سـالِ نـو! پایانِ من کجاست؟جـانم به لب رسـی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط