Bodyguard
Bodyguard
/ˈbɒdɪɡɑːd/ Noun
محافظ
مثال:
Hasan fell down the steps. May God save his bodyguard.
حسن از پله افتاد. خدا به محافظش رحم کند.
/ˈbɒdɪɡɑːd/ Noun
محافظ
مثال:
Hasan fell down the steps. May God save his bodyguard.
حسن از پله افتاد. خدا به محافظش رحم کند.
- ۴۱۰
- ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط