گفتم مادر؟

گفتم مادر؟
گفت جانم؟
گفتم :درد دارم!
گفت :بجانم!
گفتم :خسته ام!
گفت :پریشانم!
گفتم :گرسنه ام!
گفت :بخور از سهم نانم!
گفتم :کجا بخوابم؟
گفت روی چشمانم!
گفتم :پارچ آب برگشت رو فرش!
گفت :ای خدا ذلیلت کنه، بمیری راحت بشم از دستت
دیدگاه ها (۲)

کیلو کیلو آلبالو، آناناس، هلو، پرتغال تو یخچال باشه نمی خوری...

تو چت به دختره میگم کجایی هستی؟ میگه :شیرازیم بندر عباس زند...

سر جلسه امتحان بودیم یه مارمولک اومد معلممون یه جیغ بنفش کشی...

داشتیم سوباسا نیگا می کردیم... سوباسا از وسط زمین میگه :ما ب...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

اجباری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط