پنداشت اگر شبی به سر مستی

پنداشت اگر شبی به سر مستی
در بستر عشق او به سر کردم
شبهای دگر که رفته از عمرم
در دامن دیگران به سر کردم
دیدگاه ها (۱)

توبه کردم که دگر مستی بیجا نکنممست بودم که چنین توبه بیجا کر...

از غیر دلبر دامن دلبر گرفتنددادند جان تا در بر جانانه رفتندد...

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسمگفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ...

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

دفاع مقدس

دست عشق از دامنِ دل دور باد!می‌توان آیا به دل دستور داد؟می‌ت...

🌼 #السلام_علیک🌼 #یا_اباصالح_مهدی🌼عمری اسیـر هجر 💫و غم بی قرا...

من با گریه خوابیدم شبی راحت واست صبح شد..)🎶🎧یه سر به پیجم بز...

خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرابه عشق و به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط