(( علی ..مظلوم ..تنها ))

(( علی ..مظلوم ..تنها ))

علی نشسته بود کنار بستر پیامبر، / صحبت های او را می شنید: «علی جان! دستانت را می بندند.... صبر می کنی!؟» / ـ بله یا رسول الله! / ـ علی جان! خانه نشینت می کنند... صبر می کنی!؟ / ـ بله یا رسول الله! / علی گفت: «حتی اگر فاطمه ام را اذیت کردند و کتک زدند!؟» / پیامبر گفت: «علی جان! آن جا هم صبر کن.»

وقتی عمر با لگد در را باز کرد، آمد تو. علی یقه
اش را گرفت، کوبیدش روی زمین. محکم گلویش را گرفت؛ داشت خفه می شد که رهایش کرد.
گفت: «فقط به خاطر پیامبر کاری نمی کنم، چون سفارش کرد صبر کنم.»
دیدگاه ها (۳)

يا صاحب الزمانسلام بر شما ای آخرین ذخیره خدا بر روی زمین آسم...

فرزند فاطمه اما، می آید. روزی از همین روزها، اگر حتی ساعتی ب...

((علی ..و ظلم غاصبین ))صبح که شد فلانی و فلانی آمدند در خانه...

همه می‌دانند ؛ که " مهدیه " اسم مکان است ، و " فاطمیه " اسم ...

my shy boy

💠 روز غدیر از بهترین اعیاد اسلام🔰 قال رسول الله(صلی الله علی...

#خطبه_غدیرپارت یازدهمبخش سوم : اعلان رسمی ولایت و امامت دواز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط