دلم برای کودکیم تنگ شده...

دلم برای کودکیم تنگ شده...
برای روزهایی که باور ساده ای داشتم
همه ی آدم ها را دوست داشتم...
مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم
دلم برای خدا تنگ شده ...
خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم...
دلم برای کودکیم تنگ شده...
دیدگاه ها (۱)

ده سال بعد از حال این روزامبا کافه های بی تو درگیرمگفتم جهان...

سرد است هوا ابری این خانه کمی گرم استما زیر پتوی نرماو در جو...

ﻣــــﺮﺍڪہ ﻣﮯﺷﻨﺎﺳﮯ!ﺧﻮﺩﻣﻢ. . .ﮐﺴﮯ ﺷﺒﻴــﻪ ﻫﻴـــﭽڪﺲ. . .ﮐﻤﮯ ﮐﻪ ﻻ...

...

🌱🌱🌿✨مادر میگفت؛ قدیما همه چیزساده تربود، و بی‌حساب و کتاب.د...

🌱🌱🌿✨مادر میگفت؛ قدیما همه چیزساده تربود، و بی‌حساب و کتاب.د...

#دلتنگی همیشه برای آدم‌ها نیست؛ گاهی برای روزهایی است که بی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط