گنجشکی شتابان به آتش نزدیک میشد و برمیگشت. 

گنجشکی شتابان به آتش نزدیک میشد و برمیگشت. 
پرسیدند: چه میکنی؟ 
گفت: در این نزدیکی چشمه ای هست و من نوکم را پرآب میکنم و روی آتش میریزم. 
گفتند: حجم آتش در مقایسه با آبی که می آوری بسیار زیاد است و این فایده ندارد.
گفت که شاید نتوانم آتش را خاموش کنم. اما هنگامیکه خداوند از من پرسید زمانیکه دوستت در آتش میسوخت چه کردی؟
پاسخ میدهم : هر آنچه که از من بر می آمد...
دیدگاه ها (۱۰)

گنجشکی عاشق؛ به آتش نزدیک میشد و برمیگشت...!! پرسیدند: چه می...

گنجشکی به آتش نزدیک میشد و برمیگشتپرسیدند:چه میکنی؟گفت:دراین...

‌ ‌ گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌...

گنجشکی باعجله و تمام توان به آتش نزدیک میشد و برمیگشت!پرسیدن...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشتپرسی...

#داستان_شب...تلاش معنادارگنجشکی با عجله و تمام توان به آتش ن...

🐣 معنادار تلاش🐤 گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک میشد...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک میشد و برمی گشت !پرس...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!پرس...

گنجشک و آتش گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط