من باید یک کمی ناپدید بشوم!

من باید یک کمی ناپدید بشوم!
بگو نیست! رفته یک جای دور!.. خیلی دور! هر جا را دلت خواست بگو! کی به کیست! همان دیدنشان مریضم می کند! ..
هر چه دلت می خواهد به اشان بگو! به من چه! بگو رفته کره ی ماه!
می خواهم خلوت کنم! خلوت مطلق!
شاید دو ساعتی نباشم .. شاید هم دو روز!
نگران نباش، شاید هم دیگر هیچ وقت نیامدم!
بگو خبر نداری…
دیدگاه ها (۲)

خواستگار: آقای مهندس من تعریف خانواده ی شما را از فلانی زیاد...

آدمها از راه میرسند،تنهاییت را در بودنهایِ مداوم ، حبس میکنن...

اهل شعرم...اهل تنهایی و درد... پیشه ام فریاد است!!کاسبم... ک...

قانون بی قانونیِ دنیاست وقتی نمی دانی چه مرگت شده است ؟!وقتی...

پارت ۱۰ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط